خرید بک لینک
سلام به بزرگان غریبانه .. چند سال گذشته که اینجا ÷ست جدید میذاشتم مخاطبانم تقریبا زیاد بودند . اما الان اینجا خیلی خلوت شده .. دلیلش هم خودتون بهتر میدونید .. ولی خوب من اهل جایی دیگه نیستم و با همین جا دلخوشم .. خیلی خوشحالم بالاخره لب تابم راه افتاد و تونستم دوباره اینجا مطلب بذارم .. خیییییییلی حرفها برای گفتن داشتم برای حوادثهای زیادی که این چند ماه افتاد .. ولی خوب ارزشش بیشتر متن

برچسب: نویسنده: اشکان احمدپور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 20:13

باز باران با محرم ميخورد بر بام قلبم يادم آمد کربلا را دشت پرشور و بلا را گردش يک ظهر غمگين گرم و خونين، لرزش طفلان نالان زير تيغ ونيزه هارا با صداي گريه هاي کودکان ?اندرآن صحراي سوزان ?مي دودطفلي سه ساله. پر زناله دل شکسته پاي خسته باز باران قطره قطره مي چکد از چوب محمل خاکهاي چادر زينب که کم کم ميشود گل بازباران با محرم!!!!!!!!!!! به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمان

برچسب: نویسنده: اشکان احمدپور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 20:13

داستان رسول ترك ..داستان تکراری ولی به خاطر زیبایی و تاثیرش تو نفس انسان بسیار ارزشمند رسول دادخواه خیابانی تبریزی معروف به حاج رسول تُرک، از عربدهکشهای تهران بود، اما عاشق امام حسین(ع) بود. در ایام عزاداری ماه محرم شب اول، بزرگان و صاحبان مجلس محترمانه بیرونش کردند و گفتند: تو عرقخوری و آبروی ما را میبری! حاج رسول برگشت و داخل خانه رفت و خیلی گریه کرد و گفت: ناظم ترکها جوابم کرد، شما چه

برچسب: نویسنده: اشکان احمدپور تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 20:13

صفحه بندی